تیتر خبرها
خانه / بختیاری / مسافرت چیرول به بختیاری

مسافرت چیرول به بختیاری

مسافرت چیرول به بختیاری

مسافرت چیرول به بختیاری «سر والنتین چیرول» سیاستمدار انگلیسی، در سال ۱۹۰۲ به هنگامی که مدیر بخش خارجی روزنامه تایمز لندن بود به ایران سفر نمود. او در کتاب مساله شرق میانه که در سال ۱۹۰۳ منتشر نمود، مسافرت خود را تشریح کرده است.

به قلم حسن استرکی

وی در سال ۱۹۰۲ از راه بختیاری، اصفهان را به سوی اهواز ترک کرد. در کتاب نامبرده درباره راه بختیاری و تاریخ بختیاری بحث مفصلی دارد. در ادامه بخشی از این شرح که برگرفته از “کتاب تاریخ روابط سیاسی ایران و انگلیس در قرن نوزدهم میلادی” جلد ۷ اثر محمود محود است، از نظر می‌گذرد:
سر والنتین چيرول که از اصفهان از راه بختیاری اهواز رفته است، می‌نویسد: «اولین بار ساختن این راه را از اهواز به اصفهان، متجاوز از پنجاه سال قبل، سر هنری آستینلایارد پیشنهاد کرد.»

لایارد بعده ها یکی از رجال نامی انگلستان گردید. می‌نویسد: «هرگاه بساط محمد تقی خان بختیاری برچیده نشده بود در همان اوقات این راه سر و صورت گرفته بود. بین لایارد و محمد تقی خان دوستی ثابت و محکم برقرار شده بود.

ولی آن فرصت از دست رفت بعد فرصت به مراتب بهتر از فرصت اول پیش آمد، آن هنگامی بود که قشون انگلیس در سال ۱۸۵۷ نواحی رود کارون – محمره و اهواز را تصرف نمود. بیست سال بعد سر جورج مکنزی به نمایندگی از طرف کمپانی گری و پول در بوشهر که یکی از چندین کمپانی مربوط به کمپانی بحرپیمائی انگلیس و هند بوده به طهران رفت، این بار نیز به کمک یکی از رؤسای متنفذ ایل بختیاری بود، مکنزی در طهران داخل مذاکره شد ولی نتیجه نگرفت.

تا اینکه در سال ۱۸۸۸ سر هنری دروموندولف در روی صحنه سیاست ایران پیدا شد، در نتیجه مجاهدتهای او مقصود بعمل آمد و فرمان آن صادر گردید. همینکه فرمان آن بدست آمد لنچ و برادران که قریب پنجاه سال در رود دجله کشتیرانی میکردند، یکی از کشتی های خودشان را در رود کارون بکار انداختند و خود مستر لنج بمحل مسافرت کرد که راه اهواز به اصفهان را معاینه کند و آنرا بسازند و کاروانرو شود.
بار دیگر مستر لنچ روابط قدیمی را با رؤسای بختیاری ها برقرار نمود و يك گزارش جامع در این باب در سال ۱۸۹۰ با نقشه های محلی تهیه گردید و در همان سال در مجله جغرافیائی انجمن همایونی لندن چاپ شد.»
چیرول مینویسد: «چرخهای دیپلماسی خیلی کُند میچرخد؛ لازم بود هشت سال دیگر از روی این قضیه بگذرد، تا اینکه در سال ۱۸۹۸ قرارداد دیگری بسته شود، یعنی با نظارت سفارت انگلیس، تصویب دولت ایران، کمپانی لنچ از طرف روسای ایل بختیاری مأمور گردید این راه کاروانرو را از اهواز تا اصفهان بسازد.

در سال ۱۹۰۰ دو پل مهم یکی روی رود کارون در گدار بلوکات، دیگری در نقطه «عمارت» ساخته شد هردو این پلها پل معلق است.»
چیرول در باب بختیاری بحث مفصل دارد، می‌گوید: «سر هنری استين لایارد ایل بختیاری را از نژاد خالص ایران معرفی می کند که از قدیمی ترین زمانها در این نواحی کوهستانی مسکن دارند. اینها هیچ شباهت به شهرنشینهای فاسد یا دهاتیهای ستم دیده ندارند.

صفات خوب یا بد اینها عادات و رفتارشان مانند مردان آزاده است.»

چیرول میگوید «زمانیکه من در آن نواحی مسافرت میکردم اتفاقا موقع مهاجرت آنها بود از ییلاق به قشلاق میرفتند، من مشاهده میکردم چگونه زن و مرد، بزرگ و کوچک با گله و خشم خودشان سواره و پیاده از وسط کوهها از راههای باريك عبور می کردند و هرچه داشتند همراه بود، آرام و آهسته دنبال هم راه می پیمودند.

چیرول از تاریخ بختیاری ها هم شرحی مینویسد و میگوید: «دشمنی و ضدیتهای بین خودشان باعث تسلط دولت ایران بر این ایل شده است.» چیرول در محل قهوه رخ بدیدن اسفندیار خان ایلخانی میرود و مهمان او میشود، می نویسد: «ایلخانی در این تاریخ (۱۹۰۴) پنجاه و دو سال داشت.» در اینجا به داستان کشته شدن حسین قلیخان بختیاری بدست ظل السلطان که باشاره طهران بود اشاره میکند، میگوید: «همینکه ظل السلطان در سال ۱۸۸۸ از حکومت های خود معزول شد، اسفندیار خان هم مورد توجه شاه قرار گرفت اول لقب ایل بکی بعد بدرجه ایلخانی نایل شد.» می نویسد: «عده بختیاریها که در تحت اوامر اسفند یار خان ایلخانی است قریب به دویست و پنجاه هزار نفر است از این عده هفتاد هزار نفر آنها مرد جنگی هستند.»

چیرول میگوید، وقتیکه من ایلخانی را ملاقات کردم کسالت داشت بعد شنیدم در ماه جون ۱۹۰۳ درگذشته است.

چیرول در باب روابط انگلیس با ایل بختیاری نیز شرحی مینگارد. می گوید: تقریبا از روز اول که نفوذ دولت انگلیس در ایران محسوس گردید، بختیاریها از روی هوش و فراست خود انتظار حمایت از انگلستان را داشتند، ما نیز بطور کلی کوشیده ایم روابط دوستانه خود را با آنها توسعه دهیم.

البته این تا حدی است که اسباب سوء ظن یا تحريك حکومت مرکزی نشود. اینکه رؤسای بختیاری حاضر شدند قبول کنند راه کاروانرو از وسط کوههای بختیاری ساخته شده و حفظ شود عمده برای جلب رضایت ما بود.

بختیاریها از خیلی جهات برای اقبال نظریات اصلاحاتی بهتر از مأمورین رسمی دولت هستند آنها ارزشی برای سود خودشان که از باج راه میبرند قائل هستند همچنین منافع غیر مستقیم هم به وسائل دیگر یکسان آنها عاید میشود،

همینکه رفت و آمد در این راه زیاد می شود کسان آنها خریدارهای زیاد برای محصول خود پیدا میکنند که هرگز خواب ندیده اند. ولی اسباب تأسف است که اختلاف بین رؤسای بختیاری و کمپانی لنچ پیش آمده است، این اختلاف مربوط به پرداخت مخارج راه سازی است، مخارجی که در راه شده بیش از برآورده بوده است، مخصوصا خرج ساختن دو پل معلق در این راه قرارداد این بوده که کمپانی لنچ از طرف رؤسای بختیاری متصدی راه سازی باشد، کمپانی مجانا این کار را بعهده گرفت و انجام داد، اینك رؤسای بختیاری حاضر نیستند دیناری بیش از برآورد اولیه قبول کنند، حال رؤسای بختیاری باج راه را دریافت میدارند، در صورتیکه نه پول ساختن راه را داده اند و نه تنزیل آن پول. کمپانی هم پول مخارج را که مبلغ آن هشت هزار و پانصد لیره است پرداخت آنرا تعقیب میکند در سال ۱۹۰۲ میزان مبلغ باج راه بالغ بر پانصد لیره شده و میزان مبلغی که به عنوان باج از ایل بختیاری در سال ۱۹۰۱ گرفته شده بالغ بر يك هزار و پانصد لیره است.»

در دنباله این مطالب چیرول به اقدامات روسها در ایل بختیاری اشاره می کند مینویسد: «در این ایام روسها هم شروع کرده اند که در کارهای ایل بختیاری علاقمند بشوند اخیرا رفت و آمدهای محرمانه قونسولهای روس و صاحب منصبان آنها در میان ایل بختیاری زیاد شده است. سال گذشته شایع بود که دولت ایران میخواهد ایلخانی را عوض کند چون ایلخانی علنا از انگلیسها طرفداری می کند و خود را دوست آنها معرفی می کند. اینك میرود نفوذ روسها در میان ایل بختیاری يك عامل سیاسی شناخته شود، خود این موضوع يك داستان تازه است. نظر به تنفر قدیمی که بختیاریها با حکومت ایران دارند، تا امروز عادت کرده اند که امیدهای خودشان را روی اصل حمایت انگلستان قرار بدهند، چونکه انگلیسها یگانه خارجیانی هستند که روابط دوستانه با بختیاریها برقرار کرده اند.»

در این جا چیرول جمله دیگری علاوه می کند، می گوید: «عنقریب بختیاری ها به طرف روسها متوجه خواهند شد ممکن است روسها برای چندی در میان ایل بختیاری خودشان را به طرفداری ایران معرفی کنند اما روسها زرنگ تر از این هستند که نفوذ خودشان را برای همیشه با این رویه منفور ادامه بدهند یا بگذارند یك چنین وسیله عالی و مؤثر مانند قبائل بختیاری با سبک های ناروای ایران عاطل و باطل شود. در اوایل قرن نوزدهم هنگام جنگهای مهیب ناپلئون کار پرزحمت و بی اجر و مزد تعلیم قشون ایران به عهده صاحب منصبان انگلیس واگذار بود از آن جمله يك عده سه هزار نفری هم از ایل بختیاری بود که با رضایت رؤسای آنها تحت تعلیمات نظامی صاحب منصبان انگلیس قرار گرفت. هیچ یك از این دسته های قشونی ایران بقدر بختیاریها استعداد نشان ندادند، حال اگر اینها تحت فرمان مرد با عزمی مانند جنرال کوزه گوسکی واقع شوند، روسها دارای يك قوه خواهند شد که طولی نمی کشد جنوب ایران با سواحل خلیج فارس مانند شمال ایران برای دولت امپراطوری روس مسلم خواهد گردید. حال يك عده صد نفری از مردان بختیاری تحت سرپرستی یکی از رؤسای خودشان جزو بریگاد قزاق طهران شده است. این خود يك نمونه قابل ملاحظه است.»

منابع: کانال جستارهای بختیاری به قلم حسن استرکی

درباره ی محمد سلحشوری

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *