تیتر خبرها
خانه / اشعار علی سلحشوری / برشی از قصیده دریغ از جوانی علی سلحشوری

برشی از قصیده دریغ از جوانی علی سلحشوری

برشی از قصیده دریغ از جوانی علی سلحشوری

برشی از قصیده دریغ از جوانی علی سلحشوری

به پیری می کنم یاد از جوانی
از آن فرخنده روز کامرانی

خورم افسوس و می گویم دریغا
دریغ از آن شباب و شادمانی

ز سینه آه سردی می کشم من
برای آن زمان ارغوانی

ز نادانی ببالیدم که دانم
امور و علم و راه زندگانی

هر آنچه پیر دوران داد پندم
بدادم پاسخش را لنترانی

ز جهل و خودسری و خام بودن
ز راه جهل کردم پشتبانی

بهار عمر ارزان دادم از کف
ز مغروری و خامی و ندانی

همی گریم همی گویم به زاری
جوانی ای جوانی ای جوانی

اگر خواهی بدانی نیک و بد را
چنان باید بخوانی یا بدانی

پشیمان می شود همچون سلحشور
که دوری کرد از علم معانی

(از کتاب طوفان عشق)

درباره ی محمد سلحشوری

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *